سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آدامس غیرت...

تومحلّه قدیمیمان یکی ازهمسایه ها یک جفت مرغ وخروس داشت که هرموقع ازتوی کوچه رد میشدی این مرغ وخروس توی کوچه پلاس بودند.مرغه همیشه سرش پائین بود ومشغول دونه برچیدن امّا خروسه بعداز هر دونه ای که ازروی زمین برمیداشت سرشو بلندمی کرد وبا ابهت خاصی چرخی به دوروبرش می زد وتاج قرمز رنگشو تکان میداد وپرهای حنائی دور گردنشو پوش مداد واگر خبری نبود دوباره مشغول دونه خوردن میشد.

باهرصدایی سرشو بلند میکرد ،هیچکس جرأت نداشت از20قدمی اونا رد بشود که اگر میرفت وای به حالش خروسه می افتاد به دنبالش.خانم مرغه هم اگر هوس می کرد وکمی دورتراز محدوده خودش برودباغیظ وغضب آقا خروسه مواجه میشد.هربار که از دور این مرغ وخروسو میدیدم حسرت می خوردم وبا خودم میگفتم:« بازهم غیرت آقا خروسه».

مردای دورو زمونه ما که حلوای غیرتو خوردنو فاتحشو خوندن(البته بلانسبت باغیراتاشون)به جای غیرت مرغای بزک کردشونو می نشونن توی ماشینو دور خیابونا می چرخونن تا همه ببینن که اینا چقدر امروزی و با کلاسن،سرشونو زیرانداختن وبدجوری مشغول دونه خوردن شدن غافل از اینکه مرغها سرشون بالاست.

اگر امروز مرغای سربه هوایی چون سکینه آشتیانی پیدا میشن که سر خروسشونو زیر آب می کنن نتیجه این است که دیگر خروسها خروس نیستن بلکه کبکی هستن که سرشونو کردن زیر برف ودیگه مواظب ورود بیگانه به حریم خود نیستند.چوب حراج زدند به غیرت ومردانیگشون البته باید بگم که غیرت داشتن مثل جویدن آدامس خروس نیست که از سوپری سر کوچه بخرن وتوی دهانشون اینور واونور کنن بلکه زمینه می خواهد(ترک بعضی از گناهان مثل گوش دادن موسیقی حرام).

ُخلاصه اینکه آقا خروسه« دردوبلات بخور توی سر هرچی مرد بی غیرته»


نیایش

سلام دوست دارم اولین متن وبلاگم را با یک نیایش اغاز کنم
الهی ...
به سوی تو گام می زنم،تنهاییم را جا می گذارم،زاده می شوم از یقین وزیبایی ها وآراستگی ها،رفاه وآرامش وآسایش رااز تو می طلبم برای آخرتم که چه بسیار نسل ها که در دنیا،ظاهری آراسته وفریبا بر گرفتند وبه کج روی شان به عذاب خدا به هلاکت افتادند...